السيد محمد باقر الصدر ( مترجم : ثبوت )

46

الإسلام يقود الحياة ( سرچشمه هاى قدرت در حكومت اسلامى ) ( فارسى )

از آن بر كنار باشد ، در برابر آن به يك موضع منفى پناه ببرد كه گاهى رنگ زهد به خود مى گيرد و گاهى قناعت و گاهى سستى . ولى اين كه انسان در جهان اسلامى ، پيش از زمين به آسمان مى نگرد ، در صورتى تبديل به يك موضع گيرى منفى خواهد شد كه زمين را از آسمان جدا كنيم ، اما اگر زمين جامه آسمانى بپوشد و كار بر روى طبيعت ، عنوان وظيفه دينى و يك مفهوم عبادتى پيدا كند ، در آن هنگام نظريه انسان غيب گراى مسلمان ، تبديل مىشود به نيروئى حركت آفرين ، كه تا آخرين حد امكان ، او را براى مشاركت در بالا بردن سطح زندگى به جلو مى راند . و اين وظيفه اى است كه حكومت اسلامى بايد انجام دهد ، زيرا نگاه مشتاقانه انسان به آسمان را از او سلب نمى كند ، بلكه مفهوم درست آسمان را در دسترس او مى نهد و كار بر روى زمين را با برچسب « شرعى » و « وظيفه » مشخص مى نمايد و آن را نمونه اى از نمونه هاى خلافت اللهى انسان در صحنه هستى مى شمارد . و به اين گونه ، اين نگاه و اين نظريه را ، هم نيروئى مى گرداند براى سازندگى ، و در همان هنگام نيز عامل نگهدارى آن مىشود و تضمينى است براى آن كه نيروى سازندگى تبديل به نيروى بهره كشى نگردد . پس مسلمانانى كه زمين را جزئى از آسمان - كه چشم بدان دوخته اند - تلقى مى كنند و به اين اعتبار كه جانشينان خداوند در آن جايند در آباد كردن آن و در افزايش ثروت مى كوشند ، چه بسيار دورند از زهد منفى اى كه نمى گذارد انسان نقش خود را در جانشينى خدا ايفا نمايد ، و نزديك اند به زهد مثبت ، كه آنان را به منصب